خرید بک لینک

درباره سایت

خاطرات زندگی با یک معتاد

امکانات وب

form action="http://niloblog.com/signin.php" method="post" target="_new" style="text-align: center;">
Ùx88بÙx84اگ :
گذرÙx88اÚx98Ùx87 :

ثبت Ùx88بÙx84اگ جدÛx8cد || Ùx88رÙx88د بÙx87 Ùx88بÙx84اگ گرÙx88Ùx87Ûx8c
Ùx81راÙx85Ùx88Ø´Ûx8c رÙx85ز عبÙx88ر

الان یک هفته از دومین زاد روز پارسا جون می گذره، اما تو که پدرش هستی حتی بهش یک زنگ هم نزدی!

حتما بهانت باز منم و خانواده ام که نمی گذاریم بچه تو ببینی . خسته نشدی از این حرفها و دروغها

یا با خودت میگی اگر برم به پسرم سر بزنم اینا پر رو میشن. پدری بی احساس مثل تو ندیدم.

دو سال چه زود گذشت!!

دو سال پیش!!!نه برای پارسا شناسنامه گرفتی و نه دفترچه بیمه! اصلا وجود پارسا جون برات اهمیت نداشت و نداره!

تویی که منتظری پارسا ۷ ساله بشه تا بیای پدری کنی براش!

برچسب: دومین,تولد,پارسا, نویسنده: مهتاب تاريخ: 1 / 8 / 1392 ساعت: 15:38

صفحه بندی